حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

پيشگفتار 10

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

غلامان و بردگان ، و وضعيت زمينهاى قابل كشت ، آنان را به استفاده از نيروى انسانى پيرامون خود در راه توسعه كشت و زرع وا داشت ، از اين رو در مدت كوتاهى به اربابان و زمينداران قدرتمندى تبديل شدند . تا سالها پس از انعقاد عهدنامه سابق الذكر ميان اشعريان و يزدانفاذار ، همگى با يكديگر در صلح و صفا و آرامش روزگار گذراندند ، و هيچ گزارشى از كدورت و اختلاف ميان آنان در تاريخ ثبت نشده است ، و اين نشان از راستى نيّت ، و سلامت قصد ، و بزرگوارى و سماحت طرفين عهدنامه را مىرساند ، بلكه برتر از آن نشان‌دهنده عقل و درايت و دور انديشى بزرگ مجوسيان قم - يعنى يزدانفاذار - است ، كه منافع كوتاه و تنگ شخصى را ، فداى مصالح عاليه قم ، و آبادانى و توسعه آن نمود ، بىترديد يزدانفاذار كه مرد دور انديشى بود ، و غلبه اسلام و مسلمانان بر سر تا سر ايران ، و اضمحلال و زوال مجوسيت را مىديد ، صلاح آبادانى سرزمين اجدادى خود ، و آسايش فرزندانش را در همكارى با اين گروه از عربهاى مسلمان ديد ، از اين رو با آنان همپيمان شد ، و زمينهاى باير دشت قم را در اختيار آنان قرار داد ، و بدين وسيله آينده فرزندان و قوم خو را فراهم آورد . و اشعريان نيز با پشتكار و جديت خواسته او را برآورده ساخته ، و در وفاى به عهد تا سالهاى مديدى استوار و ثابت قدم ماندند . نخستين گزارش از اختلاف دو طائفه ، هنگامى رخ داد كه چند تن از بزرگان مجوس ، كه امضاءكنندگان عهدنامه بودند وفات يافتند ، احتمالا سالها پيش از مرگ آنان ، و شايد از هنگام رشد و شكوفايى و رونق وضعيت اقتصادى و توانايى اجتماعى اشعريان ، زمزمه‌هاى مخالفت آغاز گرديد ، ليكن رياست و بزرگى مردان دور انديشى همچون يزدانفاذار و خربنداد و حباب - دو تن از سران مجوس قم و از امضاءكنندگان عهدنامه نخستين - مانع از بروز آن شد ، ليكن پس از مرگ يزدانفاذار در سال 115 هجرى ، و رياست نسل تازه‌اى از مجوسيان جوان ، كه در فراهم‌آمدن پيمان‌نامه پيشين نقشى نداشتند ، مخالفتهاى نهفته آشكار شد .